از بچگی هر اتفاق خوبی که میخواستم بیفته ونمی افتاد  یا

هر اتفاق بدی که میخواستم نیفته و می افتاد..همیشه یه

حرفی تو گوشم بود که میگفتن ..لابد یه خیری در کاربوده...

بعد فکر میکردم آخه این که مثلا من مریض بشم و فلان روز

 نتونستم فلان کار رو انجام بدم چه خیری درش میتونه باشه ...

یا حتی قبول نشدن تو یه رشته ای که بیشتر دوست داشتم ولی

الان میفهمم اگه قبول شده بودم..سرنوشتم به کل با الان فرق

 داشت ...

  و...

اما الآن ایمان دارم به این که خدا منو دوست داره و اگرگاهی اوقات

مسائلی بر وفق مرادم نیست..مسلما صلاح من در آن است.....   

    غمناک نباید بود از طعن حسود ای دل

       شاید که چو وابینی خیر تو در این باشد


درضمن خدایا ممنونم از این همه لطفت کاش لایق باشم

و بتونم بنده خوبی باشم!

 

خدایا باز هم ممنونم!



موضوعات مرتبط: دلنوشته ها , عاشقانه , زندگی ایده آل , ولنتاین

تاريخ : پنجشنبه ٢٥ مهر ۱۳۸٧ | ٢:۱۸ ‎ق.ظ | نویسنده : Rahil | نظرات ()